سلام ای کربلا
بر سینه ی من نوشته بین الحرمین ؛ نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین
کاشکی قسمتم بشه کربلا

تو شبای جمعه عاشقی چه زیباست, کربلا کربلا
شبایی که میگن زائر تو زهراست, کربلا کربلا

آره دیدنیه سجده ی ملائک, کربلا کربلا
روی لب زوّار حلّت بفنائک, کربلا کربلا

کربلا هرکی زائرت باشه اون شبا پریشون میشه
گریه کن میشن انبیا وقتی فاطمه روضه خون میشه

بی قرارم و میگم این شبا
کاشکی قسمتم بشه کربلا

 

 

ادامه مطلب

دنبالک ها: ،
تاريخ ارسال : جمعه 9 مرداد 1394  08:52 ب.ظ | نويسنده : سرباز کوچک علی اصغر taha25
به کی بگم؟

سید مهدی میرداماد


به کی بگم که قلبم, تو کربلا جا مونده
به کی بگم که دوریت دل منو سوزونده


به کی بگم خدایا که دردمو بدونه
به اشک من نخنده, نگه شدی دیوونه

به کی بگم چه شور و بگم چه حالی داره
وقتی آدم سرش رو روی ضریح میذاره

به کی بگم که چشمام بهشتو اونجا دیده
کنار کف العباس به حاجتش رسیده

 

 

ادامه مطلب

دنبالک ها: ،
تاريخ ارسال : جمعه 9 مرداد 1394  08:48 ب.ظ | نويسنده : سرباز کوچک علی اصغر taha25
فضايل اخلاقي كه در كربلا توسط امام حسين و يارانش تجلي يافت، چيست؟

بسياري از مفاهيم اخلاقي مانند صداقت، شجاعت، ايثار، سخاوت و مروت در سرزمين پر از رمز و راز كربلا تجسم پيدا كرد. در اين جا به بعضي از آن ها مي پردازيم:
1- صداقت‌ در گفتار و عمل
يكي‌ از اوصافي كه امام‌ حسين‌(ع) دارد، صداقت‌ در گفتار و كردار است‌. امام نه‌ تنها به‌ زبان‌، راست‌ گويي‌ را به‌ مردم‌ سفارش‌ مي‌نمود، بلكه‌ در عمل‌ هم‌ براي ‌رسيدن‌ به‌ هدف‌ از دروغ‌ استفاده‌ نكرد. سياستمد‌‌اران‌ دنيا پرست‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مناصب‌ دنيا به‌ هزاران‌ دروغ‌ متوسل‌ مي‌شوند و به‌ اطرافيانشان‌ مناصب‌ خيالي‌ و واهي‌ وعده‌ مي‌دهند و وقتي‌ به‌ منصب‌ دلخواه‌ رسيدند، همه‌ حرف‌هاي‌ گذشته‌ را فراموش‌ مي‌كنند و به‌ وعده‌هايشان‌ پشت‌ پا مي‌زنند. اما‌ امام‌ حسين‌ از اين‌ روش‌ استفاده‌ نكرد. روز قبل‌ از حركت‌ از مكّه‌ سخنراني‌ كرد و هدفش را صادقانه و شفاف ابراز نمود. امام سرانجام نهضت و قيام را روشن و مشخص بيان كرد كه راهي جز شهادت نيست، از جمله‌ فرمود:
"مَن‌ كان‌ باذلاً فينا مُهجَتَه‌ُ موطنّاً علي‌ لقاءِ اللهِ نفسَه‌ُ فَلَيَرْحَل‌'معنا فَانّي‌ راحل‌مصبحاً ان‌ْشا‌ءالله تعالي؛ هر كس‌ مي‌خواهد خونش‌ را بدهد و آماده‌ لقاي‌ پروردگار است‌، با ما حركت‌ كند ومن‌ فردا - ان‌ْشاءالله - حركت‌ مي‌كنم‌". (1) امام مي‌گويد: هركس‌ عاشق‌ خون‌ دادن‌ است‌ بيايد. من ‌شيفته‌ شهادت‌ مي‌خواهم‌، نه‌ طالب‌ رياست‌.
حضرت‌ در موارد مختلف‌ از شهادت‌ خود‌ و يارانش‌ خبر داده‌، از جمله:
أ) در منزلي‌ به‌ نام‌ عذيب، خواب‌ قيلوله‌ كرد. وقتي از خواب‌ بيدار شد، گريه ‌كرد، پسرش‌ از علت‌ گريه‌ سؤال‌ كرد، جريان‌ خواب‌ را بيان‌ كرد و فرمود:
"يا بني‌ّ انّها ساعه‌ لا تكذب‌ الرّؤيا فيها و انه‌ عرض‌ لي‌ في‌ منام‌ عارض‌ فقال‌تسرعون‌ السّير و المنايا تسير بكم‌ الي‌ الجنه‌؛ اين‌ ساعتي‌ است‌ كه‌ خواب‌ در آن‌ دروغ‌نيست‌. در خواب‌ به‌ من‌كسي‌ مي‌گفت‌ با سرعت‌ سير مي‌كنيد و حال‌ آن‌ كه ‌مرگ‌ شما را به‌ طرف‌ بهشت‌ مي‌برد". (2)
ب) در منزلي‌ به‌ نام‌ "ثعلبيّه‌" با مردي‌ از اهل‌ كوفه‌ به‌ نام‌ اباهره‌ برخورد نمود و او ازعلت‌ خروج‌ امام‌(ع) سؤال‌ كرد، فرمود:
"اِن‌ّ بني‌ اميّه‌ اخذوا مالي‌ فصبرتُ‌ و شتموا عُرضي‌ فصبرت‌ُ و طلبوا دمي‌ فهربتُ ‌و ايم‌ الله يا ابا هره لتقتلُنّي‌ الفِئه‌ُ الباغيه‌ و ليلبسنّهم‌ الله ذلا شاملاً و سيفاً قاطعاً و ليسلطن‌ّ الله عليهم‌ من‌يذلّهم‌؛ بني‌ اميه‌ مالم‌ را گرفتند، صبر كردم‌. آبرويم‌ را بردند، صبر كردم‌. مي‌خواستند خونم‌ را بريزند، فرار كردم‌. به‌ خدا قسم‌! ‌گروه‌ ستمگر مرا مي‌كشند و خداوند حتماً لباس‌ ذلت ‌به‌ آنها مي‌پوشاند و شمشير برنده‌ و كسي‌ كه‌ آنان‌ را ذليل‌ كند، بر آنها مسلط‌ مي‌نمايد". (3)
پ) امام‌ زين‌ العابدين‌(ع) مي‌فرمايد: وقتي با پدرمان‌ خارج‌ شديم‌، به‌ منزلي‌ فرود نيامد و ازمنزلي‌ حركت‌ نكرديم‌، مگر آن‌ كه‌ از يحيي‌ بن‌ زكريّا ياد مي‌كرد ومي‌فرمود:
"از خواري‌ دنيا نزد خداست‌ كه‌ سر يحيي‌ رابراي‌ بدكاره‌اي‌ از بني‌ اسرائيل‌ هديه ‌بردند". (4)
ت) وقتي‌ كه‌ امام‌ به‌ كربلا رسيد، فرمود:
"هاهنا مناخ ركابنا و محط رحالنا و مقتل رجالنا ومسفك‌ دماءنا؛ اين جا بار انداز ماست اينجا خوابگاه شتران ما است و اين جا مردان ما به شهادت مي رسند و اين جا خون هاي ما ريخته مي شود". (5)
همان‌ طوري‌ كه‌ حضرت‌ صداقت‌ خود را در عمل‌ نشان‌ داد در سخنراني‌ روزعاشورا به‌ مردم‌ فرمود:
"فَو اللهِ ما تعمّدتُ‌ كذباً مُذْ علمت‌ُ ان‌ّ اللهَ يمْقت‌ُ عليه‌ اهله‌ و يضرّبه‌ِ مااختلقه‌؛ به ‌خدا قسم!‌ به‌ عمد دروغي‌ نگفتم‌، از وقتي‌ كه‌ دانستم‌ خداوند بر دروغگويان‌ خشم‌ مي‌گيرد و به گوينده‌ آن‌ ضرر مي‌زند". (6)
امام‌ براي‌ جلب‌ افراد از طريق‌ نامشروع‌ استفاده‌ نكرد و اخبار كوفه‌ را بر مردم‌ پنهان‌ نكرد. شفافيت‌ در خبررساني‌ شيوه‌ امام‌ بود‌. بر خلاف‌ بعضي‌ ازسياست‌مداران‌كه‌ مردم را نامحرم‌ مي‌دانند و در بي‌ خبري‌ نگاه‌ مي‌دارند. حضرت‌ خبر صحيح‌ را در اختيار همراهان ‌مي‌گذاشت‌، از جمله‌ اخباري‌ كه‌ دو نفر به‌ نام‌ عبدالله بن‌ سليمان‌ و منذربن‌ مشمعل‌ اسدي ‌براي‌ حضرت‌ آوردند. آنان‌ به‌ امام‌ عرض‌ كردند: خبر جديدي‌ داريم‌ اگر خواستيد آشكارا بگويم‌ و اگر خواستيد در نهان!‌ امام ‌نگاهي‌ به‌ اصحابش‌ كرد و فرمود: در مورد اينان سرّي‌ نيست‌ و چيزي‌ بر آنها پوشيده ‌نيست‌. آن دو گفتند: از كوفه‌ خارج‌ نشديم‌، مگر آن‌ كه‌ مسلم‌ و هاني‌ را كشته‌ يافتيم‌. بدنشان‌ را در كوچه‌ها مي‌كشيدند. مهم‌تر از همه‌، نشان‌ دادن‌ قتلگاه‌ و جايگاه‌ خود و اصحابش‌ به‌ ام‌سلمه‌ است. امام به‌ او اعلان كردكه‌ از همه‌ چيز آگاهي‌ دارد. (7)
2- وفاي‌ به‌ عهد و پيمان‌
يكي ‌از صفات‌ برجسته‌ امام‌ حسين، وفاي‌ به‌ عهد بود، در حالي كه طرف‌ مقابلش‌ پيمان‌ شكن بود. طرماح‌ بن‌ عدي‌ به‌ امام‌ عرض‌ كرد: به‌ كوفه‌ وارد نشو، زيرا مردم‌ با تو مكر مي‌كنند و تو را مي‌كشند. وي پيشنهاد پناه بردن به‌ دو كوه‌ "بأجأ" و "سلمي‌'" را داد. امام‌(ع) فرمود: "ان‌ ّ بيني‌ و بين‌ القوم‌ موعداً اكره‌ ان‌ اخلفهم‌ ان‌ّ بيننا و بين‌ القوم‌ قولاً لا نقدر معه‌ علي‌ الانصراف‌ فاِن‌ْ يدفع‌ الله عنّا فقديماًما انعم‌ علينا و كفي‌' و اِنْ‌ يكن‌ ما لابدّ منه‌ ففوز و شهاده‌؛ بين من و مردم، و عده‌اي است كه نمي‌خواهم از آن تخلّف كنم. نيز گفتاري‌ است‌كه‌ قدرت‌ بر انصراف‌ از آن را ندارم‌. اگر بدي را خدا از ما دور كند، درگذشته نيز به ما نعمت داده، اما اگر ناگزير از بلا باشيم، رستگاري و شهادت است". (8)
در زمان‌ معاويه‌ بعد از شهادت‌ امام‌ حسن‌(ع) عده‌اي‌ از شيعيان‌ عراق‌ امام‌ حسين‌را تحريك‌ كردند كه‌ معاويه‌ را از خلافت‌ خلع‌ كند و قيام‌ نمايد. حضرت‌ از قبول‌ نقض‌پيمان‌ امتناع‌ ورزيد و فرمود: "ان‌ّ بينه‌ و بين‌ معاويه‌ عهداً و عقداً لا يجوز له‌ نقضه‌ حتي‌تمضي‌ المده‌؛ بين‌ امام حسن و معاويه‌ پيمان‌ و قراردادي‌ است‌ كه‌ نقض‌ و شكستن‌ آن‌جايز نيست‌، تا مدتش‌ سپري‌ بشود". (9)
در منطق‌ و مرام اهل‌ بيت‌، دغل‌ كاري‌ ومكر وفريب‌ جايگاهي ندارد. امام‌ حسين‌(ع) و يارانش‌ از اين‌ شيوه‌ استفاده‌ نكردند، حتّي‌ دشمن اعتراف‌ دارد كه‌ امام‌ حسين‌ اهل‌ مكر و حيله نيست‌. در مدينه‌ وقتي‌ كه‌ قاصد وليد ‌خدمت‌ امام‌ رسيد، به‌ حضرت‌ عرض‌ كرد: وليد تو را خواسته‌ است‌. امام‌ فرمود: شما برويد، من‌ مي‌آيم‌. وقتي‌ كه‌ آمدن‌ امام‌ طول‌ كشيد. مروان‌ گفت‌: حسين‌ شما را فريب‌ داد. وليد گفت‌: صبر كن‌. حسين‌ مكر نمي‌كند و چيزي‌ كه‌ به‌ آن‌ عمل‌ نكند، برزبان‌ جاري‌ نمي‌كند.
نماينده‌ امام‌، مسلم‌ بن‌ عقيل‌ با اين‌ كه‌ شرايط‌ كشتن‌ عبيدالله در خانه‌ هاني‌برايش‌ آماده‌ بود، او را نكشت‌. وقتي‌ كه‌ عبيدالله به‌ عيادت‌ شريك‌ بن‌ اعور رفته‌ بود؛ "مسلم‌" با شريك‌ هماهنگي كرد تا او را بكشد، ولي‌ شريك‌ هر چه‌ انتظار كشيد، مسلم‌ نيامد.
عبيدالله احساس‌ خطر كرد و رفت‌. مسلم‌ بعداً مورد انتقاد قرار گرفت‌ كه‌ چرا حمله‌ نكردي‌‌. او گفت: مانع‌ من‌ حديثي بود كه‌ از پيامبر(ص) نقل‌ كرد‌‌‌ه‌اند: ايمان‌ مانع ترور مي‌شود و مؤمن‌ دست‌ به‌ترور نمي‌زند. (10)
3- پايبندي‌ به‌ ارزش‌هاي‌ اسلامي‌
بي‌شك‌ كعبه‌ بين‌ مسلمانان‌ از ارزش‌ خاصي‌ برخوردار است‌. با اين‌ وجود بعضي‌ ازسياست‌مداران‌ از حرمت‌ مقدس‌ كعبه‌ براي‌ پيشبرد اهداف سياسي‌ و مادي‌ خود استفاده‌كردند و كعبه‌ را سپر آمال‌ وآرزوهاي‌ خود قرار دادند. از جمله‌ آنان، عبدالله بن‌ زبير است‌ كه‌ به‌كعبه‌ پناه‌ آورد و مبارزه‌ كرد و حاضر شد خانه‌ خدا در آتش‌ بسوزد و خراب‌ شود، تا وي‌ به‌اهدافش‌ برسد. اما امام‌ حسين‌(ع) حاضر به‌ شكستن‌ حرمت‌ كعبه‌ براي‌ حفظ‌ خود وخاندانش‌ نشد. محمد حنفيّه‌ به‌ امام‌ پيشنهاد ماندن‌ در مكه‌ را داد. حضرت‌ فرمود:
"يا اخي‌ قد خِفتُ‌ أنْ‌ يغتالني‌ يزيد بن‌ معاويه‌ بالحرم‌ فأكون‌ الذي‌ يستباح‌ به‌ حرمه‌ هذا البيت‌؛ مي‌ترسم‌ يزيد بن‌ معاويه‌ در حرم‌ مرا ترور كند و من‌ از كساني‌ باشم‌ كه ‌حرمت‌ مكه‌ توسط‌ او شكسته‌ شود". (11)
4- ادب‌ در برخورد:
فرزدق‌ مي‌گويد: همراه مادرم‌ حج‌ كردم‌ و شتر مادرم‌ را مي‌راندم‌. با قافله‌ امام‌ حسين‌(ع) در خارج‌ مكه‌ ملاقات‌ كردم‌، در حالي‌ كه‌ شمشيرها و سپرها داشتند. گفتم‌: قافله‌ ازكيست‌؟ گفتند: قافله‌ امام‌ حسين‌ است. رفتم‌ و سلام‌ كردم‌ و در حقش‌ دعاي‌خير كردم‌. عرض‌ كردم‌: پدر و مادرم‌ فدايت، اي‌ پسر رسول‌ خدا! چرا با عجله‌ از مكه‌ خارج ‌شدي‌؟ فرمود: اگر عجله‌ نمي‌كردم‌، دستگير مي‌شدم‌. سپس امام پرسيد: تو كي هستي؟ عرض‌ كردم‌: مردي‌ از عرب‌. (12)
حضرت با پرسش‌ بيشتر او را در تنگنا قرار نداد. چه‌ بسا فرزدق‌ شرم‌ و حيا داشته‌ و نمي‌خواسته‌ پيش‌ امام‌ شناخته‌ شود، وقتي‌ كه‌ امام‌ ديد حاضر به‌ معرفي‌ خود نيست، صحبت را ادامه نداد. ‌
5- مروّت‌:
يكي‌ از فضايل‌ اخلاقي‌، برخورد كريمانه‌ امام‌ (ع) با دشمنانش‌ بود كه‌ هميشه‌ موجب‌ تعجب‌ همگان‌ است‌. وقتي‌ كه‌ حضرت خواستند از "شَراف‌" حركت‌ كنند، ‌فرمود: زياد آب‌ برداريد، سپس‌ تا نيمه‌ روز به‌ حركتشان‌ ادامه‌ دادند، در اين‌هنگام‌ يكي‌ تكبير گفت‌، امام‌ فرمود: چرا تكبير گفتي‌؟ گفت‌: درختان‌ خرما ديدم‌، عده‌اي‌كه‌ همراه‌ امام‌ بودند گفتند: در اين‌ مكان‌ هرگز نخلي‌ نديده‌ايم‌. دقت‌ كردند. بعد گفتند: آن‌ چه‌ مي‌بينيم‌ سرنيزه‌ها و حيوانات‌ است. تا به‌ ذوجَشَم‌ رسيدند. امام‌ دستور پياده شدن ‌داد تا اين‌ كه‌ حر بن‌ يزيد رياحي‌ با هزار سوار‌ در گرماي‌ ظهر رسيدند. همه‌آنان‌ تشنه‌ بودند، امام‌ دستور داد به‌ سربازان‌ حرّ و به‌ حيواناتشان‌ آب‌ بدهند. فردي‌ به‌ نام‌ علي‌ بن‌ طعان‌ محاربي‌ مي‌گويد: من‌ همراه‌ لشكر بودم‌. آخرين‌ فردي‌ بودم‌ كه به‌ آن‌ جارسيدم‌. ياران‌ امام‌ مشغول‌ كمك به ديگران‌ بودند، امام‌ متوجه‌ من‌ شد و خود برايم آب‌ آورد. (13)
اين‌ روحيه‌‌ امام‌ و يارانش‌ را با طرف‌ مقابل ابن زياد مقايسه كنيد. او دو نامه‌ براي‌ حربن‌ يزيد رياحي‌ و عمرسعد نوشت و مضمون‌ هر دو ناجوانمردي و سخت‌‌گيري‌ برامام‌ و يارانش‌ بود! به‌ حر دستور داد:
بر حسين‌ بن‌ علي‌ و يارانش‌ سخت‌ بگير و در مكاني‌ كه‌ نامه‌ام‌ به‌ دستت‌ مي‌رسد، او را در سرزمين‌ بدون‌ آب‌ وعلف‌ و گياه‌ فرود آور. (14)
به‌ عمر سعد دستور داد:
نگذار ‌حسين‌ و يارانش‌ قطره‌اي‌ آب بنوشند! (15)
عمر بن‌ سعد به‌ عمروبن‌حجاج‌ مأموريت‌ مي‌دهد با عده‌اي‌ از سربازان‌، شريعه‌ را بر امام‌ ببندند تا از آن‌ استفاده ‌نكنند. اين‌ قضيه‌ سه‌ روز قبل‌ از شهادت‌ امام‌ حسين‌ اتفاق‌ افتاد.
روز عاشورا تميم‌ بن‌ الحصين‌ فزاري، امام‌ و اصحابش‌ را مورد خطاب‌ قرار داد وگفت‌:
اي‌ حسين‌! آيا به‌آب‌ فرات‌ نگاه‌ نمي‌كني‌ كه‌ چگونه‌ همانند شكم‌ ماهي‌ مي‌درخشد. به‌ خدا قسم‌! از آن ‌قطره‌اي‌ حق‌ نداريد بنوشيد تا اين‌ كه‌ مرگ‌ را با ناراحتي‌ بچشيد. (16)
6- عفو وبخشش‌:
دركربلا عفو و چشم‌ پوششي‌ از خطاي‌ دشمن‌ را توسط امام‌ حسين‌(ع) مي‌توان ديد. حرّبن‌يزيد رياحي‌ وقتي‌ كه‌ يقين‌ پيدا كرد، جنگ‌ با امام‌ حسين‌ قطعي‌ است‌، تصميم‌ گرفت‌ به‌‌ امام‌ بپيوندد، وقتي‌ خودش‌ را به‌ لشكرگاه‌ امام‌ رسانيد، عرض‌ كرد: اي‌ پسر رسول‌خدا! فدايت‌ شوم!‌ من‌ همان‌ كسي‌ هستم‌ كه‌ شما را از برگشتن‌ منع‌ كردم‌ و با شما در مسيرراه‌ همراهي‌ كردم‌ و شما رادر سرزمين‌ بي‌ آب‌ و علف‌ فرود آوردم‌. به‌ خدا قسم‌! هرگز فكر‌ نمي‌كردم‌ كار به‌ اين‌ جا بكشد.
پيش‌ خود گفتم‌ در بعضي‌ از كارها از اينها پيروي‌كنم‌ تا تصور نكنند از اطاعت‌ آنها خارج‌ شده‌ام. خيال‌ مي‌كردم‌ پيشنهادها را از شما قبول‌ مي‌كنند. اگر مي‌پنداشتم‌ كه‌ نمي‌پذيرند، هرگز مرتكب‌ اين‌ خطاها نمي‌شدم‌ و اكنون‌ پشيمان‌ و تائب‌ برگشتم‌ و مي‌خواهم‌ خود را فداي‌ شما كنم‌ تا مقابل‌ شما بميرم‌؛ آيا راه‌ توبه‌ برايم‌ باز است‌؟ حضرت‌ فرمود: بلي‌، خداوند توبه‌ات‌ را مي‌پذيرد و تو را مي‌آمرزد. اسمت‌ چيست‌؟ عرض‌ كرد: حرّبن‌ يزيد.
حضرت فرمود: "انت الحرّ كما سمَّتك امك انت حرّ ان شاء الله في الدنيا و الاخره؛ تو حرّهستي، همان‌ طور‌كه‌ مادرت تو را حرّ ناميد. در دنيا وآخرت‌ حر هستي". عرض‌ كرد: سواره‌ باشم‌‌ بهتر است‌ از اين‌ كه‌ پياده‌ شوم‌. مي‌خواهم‌ الان‌ با دشمنان‌ بجنگم‌. امام‌(ع) فرمود: "فاصنع يرحمك الله ما بدا لك؛ آنچه‌ مي‌خواهي‌ عمل‌ كن. " (17)
7- مساوات‌ در كربلا:
در كربلا مساوات و برابري حاكم بود و امتيازات ظاهري و اسم و رسم افراد مهم نبود. امام حسين (ع) حتي در ابراز محبت بين غلام و فرزندش فرق نمي گذاشت.
مورّخان‌ نوشته‌اند: وقتي‌ كه‌ علي‌ اكبر(ع) نقش‌ بر زمين‌ شد و پدرش‌ را خواند، امام‌ به‌ بالين‌ پسر آمد و صورت‌ بر صورت‌ گذاشت‌. همين‌ كار را امام‌ براي‌ اسلم‌ غلام‌ تركي‌انجام‌ داد. (18)
يك‌ جا رخ‌ غلام‌ و پسر بوسه‌ داد وگفت‌ در دين‌ ما سيه‌ نكند فرق‌ با سفيد
8- ايثار در كربلا:
قرآن‌ افرادي‌ را مورد ستايش‌ قرارمي‌ دهد كه‌ با وجود نيازمندي‌، ديگران‌ را برخود‌ مقدم‌ مي‌دارند: "و يؤثرون‌ علي‌ انفسهم‌ و لو كان‌ بهم‌ خصاصه‌".
در كربلا اين‌ حالت‌ در امام‌ حسين‌(ع) و يارانش‌ ديده مي‌شود. عمروبن‌ حجاج‌ مأمورحفظ‌ شريعه‌ بود تا امام‌ حسين‌ از آن‌ استفاده‌ نكند. نافع‌ بن‌ هلال‌ خود‌ را به‌ شريعه‌ رسانيد، عمروبن‌ حجاج‌ گفت‌: بنوش‌. گفت‌: درحالي‌ كه‌ حسين‌ تشنه‌ است‌، قطره‌اي‌ از آن‌ نمي‌نوشم‌. حجاج گفت‌: پس‌ به‌ آب‌ نمي‌رسي‌، زيرا مأموريتم‌ اين‌ است‌ كه‌ شما را از آب‌ منع‌ كنم‌. اين‌ سرباز به ‌خاطر تشنگي‌ حسين‌ آب‌ ننوشيد. (19)
در روز عاشورا وقت‌ نماز شد. دشمن‌ يك‌ لحظه‌ تيراندازي‌ را قطع‌ نكرد. فردي‌ به‌ نام‌ سعيد بن‌ عبدالله حنفي‌ مقابل‌ امام‌ ايستاد و خود‌ را هدف‌ تيرهاي‌ دشمنان‌ قرار داد. از طرف‌ راست‌ و چپ‌ تير مي‌آمد و او تحمل‌ كرد تا اين‌ كه ‌نقش‌ بر زمين‌ شد. وقتي‌ كه‌ افتاد سيزده‌ تير به‌ بدنش‌ اصابت‌ كرده‌ بود. (20)
درباره‌ عمروبن‌قَرظه‌ انصاري‌ نوشته‌اند: مقابل‌ امام‌ جنگ‌ مي‌كرد و در ميدان‌ جنگ‌، عده‌ زيادي‌ را كشت‌. هر تير يا شمشيري‌ كه‌ به‌ طرف‌ امام‌ مي‌آمد، ايشان‌ را حفظ‌ مي‌كرد. وقتي‌ نقش‌ بر زمين‌ شد، به‌ امام‌ عرض‌ كرد: آيا وظيفه‌ام‌ را ادا كردم‌. امام‌ فرمود: آري‌. (21)
يكي ديگر از ايثارگران‌ حضرت ابوالفضل‌ العباس‌ (ع)است. ايشان كه خيلي‌ تشنه‌ بود، خود‌ را به‌ شريعه‌ فرات‌ رسانيد. وقتي‌ مشتي‌ از آب‌ برداشت‌ تا بنوشد، به‌ ياد تشنه‌ كامي‌ حسين‌ افتاد و آب‌ را روي‌ آب‌ ريخت. ‌(22)
آب شرمنده ايثار علمدار توشد كه چرا تشنه از او اين همه بي تاب گذشت
امام سجاد (ع) در توصيف عمويش عباس (ع)مي فرمايد:
"رحم الله العباس فلقد آثر و أبلي و فدي أخاه بنفسه حتي قطعت يداه فأبدله الله بهما جناحين يطير بهما مع الملائكه في الجنه؛ خدا رحمت كند عباس را! ايثار كرد و خوب امتحان داد و جانش را در راه برادر نثار كرد! پس خدا به جاي دو دستش به او دو بال خواهد داد تا با آن در بهشت پرواز كند". (23)
9- غيرت‌ حسيني‌:
يكي‌ از اوصاف‌ پسنديده‌اي‌ كه‌ خداوند در وجود انسان‌ها گذاشته‌، غيرت‌ است‌.
به‌ دو نمونه‌ از غيرت‌ امام‌حسين (ع)نسبت به‌ حرم‌ و ناموسش‌ اشاره‌ مي‌كنيم‌:
1ـ امام‌ در ميدان‌ جنگ‌، نقطه‌اي‌ را قرار داده‌ بود كه‌ پس از‌ حمله‌ به‌ دشمن‌ به‌ آنجا‌ برمي‌گشت‌ و تكبير مي‌گفت. ايشان حمله‌ را ادامه‌ نمي‌داد تا دشمن‌ بين‌ او و خيمگاه‌ فاصله ‌ايجاد كند. در يك‌ لحظه‌ دشمن‌ بين‌ امام‌ و خيمگاه‌ فاصله‌ انداختند وقصد حمله‌ به‌خيام‌ را كردند، حضرت‌ فرمود:
"واي‌ برشما اي‌ پيروان‌ آل‌سفيان‌! اگر دين‌ نداريد و از قيامت‌ نمي‌ترسيد، در دنيا‌ آزاد مرد باشيد.
من‌ با شما جنگ‌ دارم‌ و شما با من‌ و اين‌ امر به زن‌ها ارتباطي ‌ندارد. جاهلان‌ و طاغيان‌ و افراد، خود را از حمله‌ و تعرض‌ به‌ حرم‌ من‌ تا زنده‌ام‌ باز داريد". (24)
2 ـ در گرماگرم‌ جنگ‌ تشنگي‌ بر امام‌ فشار آورد، به‌ شريعه‌ رفتن تا آب‌ بنوشد. صفوف‌ لشكر را دريد و خود را به‌ شريعه‌ رسانيد، خواست‌ آب‌ بنوشد، كه مردي‌ فرياد زد: آيا تو آب‌ مي‌نوشي‌ و حال‌ آن‌ كه‌ حرمت‌ هتك‌ شد. حسين‌ آب‌ را روي‌ آب‌ ريخت‌ و به‌ حرم‌ برگشت‌. (25)
چه‌ زيبا گفته‌ ابن‌ ابي‌ الحديد معتزلي‌: "سيّد اهل الاباء الّذي علّم الناس الحميه والموت‌ تحت‌ ظلال‌ السيوف‌ اختياراً له‌ عَلَي‌ الدّنيّه‌ِ ابو عبد الله الحسين بن علي ابن ابي طالب؛ حسين بن علي، سرور و آقاي‌ كساني‌ است‌ كه‌ داراي‌ همت‌ عالي‌اند و از پستي‌ به‌ دور هستند. به‌ مردم‌ حميّت‌ و شهادت‌ در زير سايه‌شمشيرها را آموخت‌ و شهادت‌ را بر زندگي‌ پست‌ برگزيد". (27)
امام غيرت را نسبت به ناموس ديگران نيز نشان مي داد:
يزيد در زمان ولايت عهدي، با اينكه همه نوع وسائل شهوتراني و كام جوئي و كامروايي از قبيل پول، مقام، كنيزان رقاصه و... در اختيار داشت چشم ناپاك و هرزه‏اش را به بانوي شوهردار عفيفي دوخته بود. پدرش معاويه به جاي اينكه در برابر اين رفتار زشت و ننگين، واكنش كوبنده‏اي نشان دهد، با حيله‏گري و دروغ پردازي و فريبكاري، مقدماتي فراهم ساخت تا زن پاكدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته، به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بكشاند. حسين بن علي (ع) از قضيه با خبر شد و در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم معاويه را نقش بر آب ساخت. امام زن را نزد شوهرش عبد الله بن سلام باز گرداند و دست تعدي و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاكيزه قطع نمود. ايشان با اين كار همت و غيرت الهي‏اش را نمايان كرد و علاقمندي خود را به حفظ نواميس جامعه مسلمان ابراز داشت. اين رفتار داستاني شد كه در مفاخر آل علي(ع) و ستمگري بني اميه، براي هميشه در تاريخ به يادگار ماند.(28)
10- شجاعت‌ حسيني‌:
شجاعت‌ امام‌ حسين‌(ع) در كربلا زبانزد عام‌ وخاص‌ بود. حميد بن‌ مسلم‌ از كساني‌است‌ كه‌ در كربلا حاضر بود. وي‌ مي‌گويد: به‌ خدا قسم‌! هرگز كسي‌ را كه‌ بر اثر زيادي‌ دشمن‌ مغلوب‌ شده‌ باشد و فرزندان ‌و اصحاب‌ و اهل‌ بيتش‌ كشته‌ شده‌ باشند، از نظر قوّت‌ قلب‌ وثبات‌ قدم‌ و عزم‌ راسخ‌، ازحسين‌(ع) قوي‌تر نديدم‌. چون لشكر پياده بر او حمله مي‌كرد، شمشير به دست به آنان حمله مي كرد و دشمن مثل گله گوسفندي كه از برابر گرگ فرار كند از چپ و راست فرار مي كردند. (30) هرگاه بر انبوه دشمن حمله مي كرد، مانند ملخ از برابر او مي‌گريختند. (29)
عمر سعد خطاب به لشكر خود گفت: واي برشما؛مي دانيد با چه شخصيتي مي جنگيد؟او فرزند علي (ع) است، كه در جنگ ها مشركان را نابود مي كرد، پس او را از هر طرف محاصره كنيد. آن گاه چهار هزار تير انداز بر او حمله كردند. (30)
حضرت با كمال شجاعت بر بالين يارانش مي نشست. به تنهايي از ميان انبوه دشمن جسد فرزند برادر خود را به سينه چسبانيد و به خيمه برد. (31)

11- علاقه به‌ نماز و نيايش‌:
طبري‌ مي‌نويسد: امام‌ حسين‌(ع) از سپاه‌ كوفه‌ براي‌ اداي‌ نماز و دعا يك‌ شب‌ را مهلت‌ خواست‌.
بعد از گفتگوي‌ حضرت‌ ابي‌ الفضل‌(ع) با شمر در عصر تاسوعا و بازگو كردن‌ جريان‌ محضر حسين‌(ع) حضرت‌ فرمود: به‌ سوي‌ آنها برگرد و امشب‌ را تا صبح‌مهلت‌ بگير، اميد آن‌ كه‌ براي‌ خشنودي‌ خدا امشب‌ را نماز گزارده‌ و او را بخوانيم‌ و طلب‌آمرزش‌ كنيم‌. نماز براي‌ خدا و تلاوت‌ كتاب‌ او و دعا و استغفار زياد رادوست‌ دارم‌". (32)
سيد ابن طاووس مي نويسد: امام حسين (ع) و يارانش شب را به صبح رساندند در حالي كه زمزمه قرائت و نمازشان چون زمزمه زنبور عسل بود. (33)
حبيب بن مظاهر به سپاه دشمن مي گويد: چرا مي خواهيد با گروهي بجنگيد كه سحرخيزان و شب زنده داران و اهل عبادت اند؟(34)
ابو ثمامه‌ صائدي‌ چون‌ جنگ‌ روز عاشورا را شديد ديد، به امام‌ گفت‌: دوست‌ دارم‌ پروردگارم‌ را ملاقات‌كنم‌، در حالي‌ كه‌ نماز ظهر را خوانده‌ باشم‌. حضرت‌ سر به‌ آسمان‌ برداشت‌ و فرمود: نماز رايادآورشدي‌، خداوند تو را از نماز گزاران‌ قرار دهد. بله‌، الان‌ وقت‌ نماز است‌. از اين‌ قوم ‌بخواهيد لحظه‌اي‌ دست‌ از جنگ‌ بردارند تا نماز بخوانيم‌. (35)
امام‌ (ع) در ظهر عاشورا به‌ نماز و دعا سفارش‌ مي‌كند، تا مردم‌ را عاشق‌ دستورهاي‌ الهي‌ كند و اهميت‌ احكام‌ الهي‌ را به آنها گوشزد نمايد.
حسين و يارانش شهيد راه نماز شدند، از اين رو در زيارتنامه امام مي خوانيم: اشهد انك قد اقمت الصلاه و اتيت الزكاه.
حضرت با قرآن چنان مانوس بود كه شب عاشورا با وجود آن غوغا از قرآن مجيد ياد كرد و فرمود: "اللهم اني احمدك علي ان اكرمتنا بالنبوه و جعلتَ لنا اسماعا و ابصارا و افئده و علّمتنا القران و فقّهتنا في الدين فاجعلنامن الشاكرين؛ خدايا تو را شكر كه ما رابا نبوت پيامبر گرامي داشتي و برايمان گوش شنوا و چشم بيناو دل روشن قراردادي وقرآن رابه ما آموختي و در دين آگاهمان كردي. پس خدايا! ما را از شاكران قرار ده. (36)
امام سجاد عليه السلام مي فرمايد: پدرم حسين عليه السلام شب را به نماز و دعا و استغفار به پايان بردند و پس از مختصر استراحتي كه كرد، نماز صبح را با اصحاب خويش به جماعت به جا آورد. (37)
حضرت شبانگاهان و بامدادان تلاوت قرآن مي‌كرد. و در پرتو تلاوت قرآن و نيايش شبانگاهي او و اردوگاه توحيدش بود كه سي نفر از اردوگاه دشمن، هدايت و از گمراهي نجات يافتند و با ترك صفوف دشمن به صف رهروان راه نور پيوستند و تا شهادت در راه خدا، جانفشاني كردند. (38)
روز عاشورا، حضرت در وضع خاصي به تلاوت قرآن پرداخت كه يك مورد آن، لحظات رويارويي فرزندش با دشمن بود، تلاوت قرآنش نه تنها تا آخرين لحظات ادامه يافت؛ بلكه به هنگامي كه سر مقدسش بر فراز نيزه بود نيز سوره كهف را تلاوت مي كرد. (39) در حالي كه با بدن غرق در خون، بر خاك افتاده بود خدا را چنين خواند:
اللهم متعالي المكان، عظيم الجبروت، شديد المحال، غنيّ عن الخلائق، عريض الكبرياء، قادر علي ما تشاء، قريب الرحمه، صادق الوعد، سابغ النعمه، حسن البلاء، قريب اذا دعيت، محيط بما خلقت، قابل التوبه لمن تاب اليك، قادر علي ما اردت و مدرك ما طلبت و شكور اذا شكرت و ذكور اذا ذكرت. ادعوك محتاجا و ارغب اليك فقيرا و افزع اليك خائفا و ابكي اليك مكروبا واستعين بك ضعيفا و اتوكل عليك كافيا احكم بيننا و بين قومنا بالحق فانّهم غرّونا و خدعونا وخذلونا و غدروا بنا و قتلونا و نحن عتره نبيك و ولد حبيبك محمد بن عبد الله الذي اصطفيتَه بالرساله وائتمنتَه علي وَحيك فاجعل لنا من امرنا فرجا و مخرجا برحمتك يا ارحم الراحمين؛ پروردگار! جايگاهت برتر، قدرتت بسيار، قهر و غضبت شديد مي باشد. بي نياز از مخلوقات، داراي قدرت گسترده، قادر بر هر چه بخواهي، داراي رحمت نزديك و وعده راست، نعمت گسترده، امتحان نيكو. آنگاه كه خوانده شوي نزديك هستي، و بر آنچه خلق كردي چيره هستي. توبه را از كسي كه به سوي تو بازگشت كند مي پذيري. بر آنچه بخواهي قادري و هر چه را بخواهي مي يابي. هنگامي كه شكر تو را گذارند شكر گذار بوده ؛و هرگاه ياد شوي متذكر آنان مي گردي.
تو را با نيازمندي خوانده، با فقر و بي چيزي به سوي تو توجه مي كنم. با ترس به تو روي مي آورم و با ناراحتي براي تو مي گريم و با ناتواني از تو ياري مي‌خواهم و بر تو توكل مي‌كنم و تو را كافي مي دانم. بين ما و قوم با حق حكم كن كه ما خاندان پيامبر و فرزندان دوست تو محمد بن عبدالله مي باشيم كه او را به رسالت برگزيده و بر وحيت او را امين قرار دادي، پس در كار ما فرج و گشايش قرار ده. به رحمتت اي مهربان ترين مهربانان. (40)

پي‌نوشت‌ها:
1. بحار الانوار، ج44، ص366.
2. همان، ص 313.
3. همان، ص368.
4. همان، ج45، ص89
5. همان، ج 44، ص 383.
6. همان، ج 45، ص7.
7. همان، ج44، ص373.
8. همان، ص369.
9. همان، ص324.
10. همان، ص343.
11. همان، ص364.
13. بحارالانوار، ج44، ص364‌.
13. همان، ص 376.
14. همان، ص379.
15. همان، ص 389.
16. همان، ص 316.
17. تاريخ طبري، ج3، ص 32.
18. بحار الانوار، ج45، ص30.
19. منتهي الامال، ج1، ص676، به نقل از تاريخ طبري.
20. بحار الانوار، ج45، ص21.
21. همان، ص 22.
22. همان، ص41.
23. همان، ج 44، ص 298.
24. همان، ص50.
25. همان.
26. ابن‌ ابي‌ الحديد معتزلي‌، شرح نهج البلاغه، ج3، ص249.
27. الامامه و السياسه، ج 1، ص 253 به بعد.
28. شيخ مفيد، ارشاد، ج2، ص111.
29. بحار الانوار، ج 45، ص 50.
30. همان.
31. همان، ص 35.
32. تاريخ طبري، ج 4، ص316.
33. ابن طاووس، لهوف، ص 94.
34. جواد محدثي ؛ فرهنگ عاشورا، ص 452.
35. بحار الانوار، ج 45، ص 21.
36. مستدرك الوسائل، ج 7، ص 564.
37. رسولي محلاتي، زندگاني امام حسين عليه السلام، ص 398.
38. بحارالانوار، ج 44، ص 394.
39. همان، ج 45، ص 121 و 188.
40. موسوعه كلمات الامام الحسين، ص 510.

ادامه مطلب

دنبالک ها: ،
تاريخ ارسال : جمعه 28 آذر 1393  11:47 ق.ظ | نويسنده : سرباز کوچک علی اصغر taha25
سلام ای کربلا
  • مهمات وبلاگ Ammunition Blog

  • صفحات اضافي Static Pages

  • آرشيو ماهانه Monthly Archive

  • قالبهای وبلاگ Blog Templates

  • همسنگران Hmsngran

  • وبلاگهای من My blogs